قرارداد هبه

بخشیدن یک مال به صورت رایگان به شخصی دیگر اتفاقی است که می تواند بدون ثبت قانونی و داشتن هیچ اثر قانونی‌ای انجام شود. ولی برای اینکه این تبادل اثر قانونی خود را نیز داشته باشد بایستی تحت قرارداد هبه انجام شود.

هبه در لغت به معنای بخشش است و طی تنظیم قرارداد هبه فردی که مال را می بخشد واهب، کسی که مال به مالکیت او در می آید متهب و مالی که مورد هبه قرار می گیرد عین موهوبه نام دارد.

شرایط تنظیم قرارداد هبه

واهب باید اهلیت معامله داشته باشد و برای تصرف در مال خود نیز اهلیت داشته باشد. یعنی ورشکسته نباشد و در مالی که وثیقه طلب خاصی است تصرف نکرده باشد. یکی دیگر از ارکان قرارداد هبه قبول و قبض مال توسط متهب است. اگر پیش از قبض هبه، واهب یا متهب فوت کند قبض هبه و انتقال مالکیت مال اتفاق نیفتاده و بنابراین قرارداد هبه باطل است.

اما از طرفی دیگر فوت متهب مانع انجام هبه نمی شود زیرا قبض هبه می تواند توسط ولی یا وراث متهب انجام شود.

مطابق قانون در صورتی که عین موهوبه پیش از تنظیم قرارداد هبه، با رضایت و آگاهی واهب در دست متهب باشد نیازی به قبض مجدد موهوبه نیست و انتقال به همین صورت انجام می گیرد.

هبه می تواند معوض یا غیر معوض باشد. به این معنا که دو طرف می توانند شرط کنند که متهب در قبال عین موهوبه کاری را به رایگان برای واهب انجام دهد یا مالی به او بدهد. در هبه معوض لزومی ندارد ارزش عوض با عین موهوبه یکسان باشد. همچنین وجود شرط عوض منافاتی با رایگان بودن هبه ندارد. در تنظیم قرارداد هبه همچنین ممکن است فروش یا اجاره مالی به مبلغ معینی به عنوان شرط عوض مقرر شود.

در مقابل آن هبه غیر معوض عقدی است که هبه در قبال عوض انجام نمی شود و متهب در عوض هبه به واهب چیزی پرداخت نمی کند.

یکی از شرایط تنظیم قرارداد هبه این است که موضوع قرارداد هبه باید یک مال عینی و معین باشد. یعنی باید قابل رویت و ملموس باشد. در نتیجه مالی که در هنگام تنظیم قرارداد هبه موجود نیست و مال کلی و غیردقیق قابلیت هبه را ندارد.

آثار تنظیم قرارداد هبه

بر اثر تنظیم قرارداد هبه، مال به ملکیت متهب در می آید. اما شرط آن این است که قبول هبه و قبض هبه صورت پذیرد. قبول هبه زمانی اتفاق می افتد که متهب با هر لفظی که به صورت عرفی معنای قبول کردن داشته باشد هبه را بپذیرد. قبض عین موهوبه نیز شرط صحت قبول هبه است.

به این معنا که متهب باید علاوه بر قبول هبه، عین موهوبه را تحویل بگیرد و این تحویل گرفتن به اذن واهب باشد. پس اگر متهب عین موهوبه را دریافت نکند حکم ملکیت بر آن بار نمی شود و در صورتی که واهب قبل از قبض هبه توسط متهب بمیرد، هبه اتفاق نیافتاده و عین موهوبه جزو ترکه واهب محسوب می شود.

هبه نامه رسمی و غیر رسمی و تفاوت آنها

هبه نامه می تواند به صورت رسمی یا غیررسمی نوشته شود. هبه نامه رسمی در دفترخانه اسناد رسمی ثبت می شود و در هر مرجعی اعتبار دارد. درباره صحت و اصالت آن نیز هیچ تردیدی وجود ندارد. اما اگر هبه به صورت غیررسمی اتفاق بیفتد بایستی دارنده مال صحت وقوع هبه را اثبات کند.

در صورتی که شخصی در اعتبار یک سند غیررسمی هبه شک وارد کند دادگاه موظف می شود صحت سند غیررسمی را بررسی کند. به عنوان مثال اگر بعد از هبه یک مال در مالکیت آن اختلاف پیش بیاید، صحت هبه نامه بایستی توسط دادگاه بررسی شده و تایید شود.

مطلب پیشنهادی: نکات مهم در تنظیم قرارداد

البته هبه نامه رسمی و غیررسمی هر دو معتبر است. در صورتی که هبه نامه غیررسمی با رعایت شرایط لازم تنظیم شود اعتبار خواهد داشت. اما اگر به اعتبار آن شک وارد شود بایستی توسط دادگاه مورد بررسی قرار گیرد. اما سند رسمی هیچ جای تردیدی ندارد و اعتبار آن قطعی است.

سند تنها زمانی رسمی شمرده می شود که در دفتر اسناد رسمی به ثبت برسد. حتی اسنادی که در دفتر معاملات ملکی ثبت می شوند نیز رسمی به حساب نمی آیند. اما هبه نامه ای که در دفتر اسناد رسمی به ثبت رسیده باشد کاملا معتبر است و هیچ جای شکی ندارد.

اهمیت هبه نامه رسمی و اعتبار هبه نامه

هبه نامه به هر شکلی، چه رسمی و غیررسمی و چه شفاهی و غیر آن، می تواند معتبر و قابل استناد باشد. به شرطی که الزامات شکلی تنظیم هبه نامه در آن رعایت شده باشد. همچنین باید واهب دارای اهلیت باشد و با رضایت مال خود را بخشیده باشد و متهب نیز آن را قبول کرده و قبض کرده باشد.

اعتبار هبه نامه رسمی به هیچ وجه قابل تردید نیست و تنها در صورت اثبات تقلبی و صوری بودن سند با ارائه ادله کافی می توان آن را از اعتبار ساقط کرد. بنابراین تنها را بی اعتبار شدن سند هبه نامه رسمی، اثبات صوری بودن آن است.

درباره هبه نامه غیررسمی اما قضیه فرق می کند و با وارد کردن شک در اصالت آن و با ارائه دادخواست می توان درخواست کرد سند به صورت کارشناسی مورد بررسی قرار بگیرد. کارشناس سند را بازبینی می کند تا اعتبار آن مشخص شود.

اگر هبه به صورت شفاهی انجام شده باشد، برای اثبات آن نیاز به ادله ای مانند شهادت وجود دارد. اگر در هنگام انجام هبه شاهدی وجود داشته است بایستی در دادگاه شهادت دهد تا اعتبار آن به اثبات برسد.

اهمیت تنظیم هبه نامه رسمی جایی معلوم می شود که به عنوان مثال در یک پرونده حقوقی واهب زمینی که سند ندارد را به شخصی اهدا کند. در این صورت متهب می تواند با هبه نامه ای که در اختیار دارد به دادگاه مراجعه کرده و الزام تنظیم سند به طرفیت واهب را درخواست کند.

در این صورت اگر هبه نامه به صورت رسمی تنظیم شده باشد برای گرفتن سند مالکیت زمین نیازی به حضور شخص واهب نیست؛ اما اگر هبه نامه غیررسمی باشد باید واهب حضور پیدا کند تا سند مالکیت به نام متهب بخورد.

رجوع از قرارداد هبه

در یک دسته بندی، عقود را می توان به انواع جایز و لازم تقسیم کرد. هبه یک عقد جایز به شمار می رود. زیرا واهب می تواند از این عقد رجوع کند. با این حال ماده 80 قانون مدنی شرایطی که در صورت وقوع آن نمی توان از هبه رجوع کرد را توضیح داده است. این شرایط موارد زیر هستند:

  • زمانی که عین موهوبه(مال بخشیده شده) از بین رفته باشد
  • متهب، پدر، مادر یا اولاد واهب باشد
  • هبه از نوع معوض بوده باشد و عوض هبه نیز دریافت شده باشد
  • مال بخشیده شده از ملکیت متهب خارج شده باشد و متعلق به شخص دیگری شده باشد
  • در عین موهوبه تغییراتی حاصل شده باشد

اگر هبه با سند رسمی ثبت شده باشد، واهب بدون نیاز به اثبات هبه می تواند درخواست رجوع از هبه را در دادگاه مطرح کند. اما اگر هبه نامه غیررسمی باشد واهب باید ابتدا تنظیم قرارداد هبه را به اثبات برساند و سپس درخواست رجوع از هبه کند. با انجام عمل رجوع از هبه، مال به ملکیت واهب برمی گردد. اگر به مال آسیبی رسیده باشد متهب هیچ مسئولیتی برای جبران خسارت ندارد و اگر مال منافعی داشته است، منافع متصله مال متعلق به واهب و منافع منصفله برای متهب خواهد بود.

تفاوت قرارداد هبه معوض و غیرمعوض

قرارداد هبه ممکن است به صورت معوض باشد. به این معنا که متهب نیز مالی را به عنوان عوض به واهب اهدا کند. البته این شرط در مقابل مال موهوب نیست بلکه در مقابل شرط واهب است. قرارداد هبه معوض برخلاف قرارداد بیع است که در آن عوض در مقابل عین تبادل می شود. اما در هبه غیر معوض، متهب در مقابل عین موهوبه مالی به واهب اعطا نمی کند. عوض هبه می تواند هر چیزی باشد. مانند کالا یا وجه نقد.

هبه مهریه توسط همسر و رجوع از آن

یکی از موارد هبه، بخشیدن مهریه توسط همسر است. بخشیدن مهریه به سه شکل می تواند اتفاق بیافتد. در هر یک از این حالات رجوع از هبه شرایط خاص خود را دارد.

  • یک حالت این است که زوجه در خصوص مهریه، زوج را بری الذمه کند. به این معنا که می گوید تو دیگر تکلیفی برای پرداخت مهریه به من نخواهی داشت. در این صورت تکلیف زوج در ادای مهر به کلی ساقط می شود و زن امکان رجوع نخواهد داشت.
  • حالت دیگر این است که زوجه در مقابل طلاق، مهریه خود را به شوهر می بخشد. بذل مهر در طلاق خلع و مبارات انجام می شود. در این حالت در صورتی که زن در ایام عده طلاق از بذل خود رجوع کند، طلاق ملغی و کان لم یکن خواهد بود.
  • حالت سوم مخصوص زمانی است که زوجه مهریه خود را به زوج هبه می کند. یعنی می گوید من مهر خود را به تو بخشیدم. این شکل از هبه نیز قابل رجوع است و طی آن تکلیف شوهر برای پرداخت مهریه از بین نمی رود. زیرا زن می تواند تحت هر شرایطی از هبه رجوع کند و مهر خود را مطالبه نماید.

نتیجه گیری

برای تنظیم قرارداد هبه پیشنهاد می شود از یک وکیل متخصص بهره بگیرید. وکیل با گرفتن مدارک شناسایی دو طرف و اسناد و مدارک و قولنامه و سایر توافقات طرفین مراحل تنظیم قرارداد هبه را انجام می دهد. برای دانستن مطالب بیشتر درباره قوانین مربوط به عقود و قرارداد ها می توانید به اپلیکیشن شهرداد مراجعه کنید.

دکمه بازگشت به بالا