خلع ید و تخلیه

خلع ید و تخلیه ید چیست؟

خلع ید و تخلیه

خلع ید  چیست؟

خلع ید به دعوایی گفته می شود که مالک اصلی یک مال غیرمنقول(غیرقابل انتقال) مانند خانه، مغازه یا زمین، بر علیه متصرف غیر قانونی مال خود دادخواست داده و شکایت میکند. و از دادگاه می‌خواهد که به روند تصرف غیرمجاز متصرف پایان بخشیده و ملک او را از تصرف او خارج کرده و تحویل خودش بدهد.

نحوه طرح دعوای خلع ید  نیز به این شکل است که مالک اصلی  مال غیر قابل انتقال،  با در دست داشتن سند مالکیت خود به دادگاه محل وقوع مال غیرمنقول مراجعه کرده و با تنظیم دادخواست و طرح شکایت، خلع ید بطرفیت (علیه) متصرف که در اصطلاح غاصب تلقی می‌شود، حق خود را مطالبه می‌کند.

*(غیرمنقول)*: یعنی غیر قابل انتقال ، اموال غیرمنقول در اصطلاح حقوقی به مالی گفته می‌شود که از جایی به جای دیگر قابل انتقال نباشد.مانند زمین، ملک

تخلیه ید چیست؟

تخلیه ید خواسته صاحب ملکی است، که با اجازه خودش، حال یا با عقد یک قرارداد معین و یا بدون قرارداد ملکش را با مجوز و به فرد دیگری می‌سپارد.  بعد از آن به هر دلیلی مانند منصرف شدن و یا اتمام زمان قرارداد، آن فرد با ادعای مالکیت کاذب نمی خواهد که آن مکان را ترک کند،از این جهت مالک اصلی مال با مراجعه به دادگاه و طرح شکایت می خواهد که ملک خود را پس بگیرد. به عنوان مثال دعوای موجرعلیه مستاجر را تخلیه ید می‌نامند.

تخلیه ید به بیان ساده تر: کسی به دیگری اجازه بدهد که از ملک وی استفاده کند بعد آن فرد می‌تواند هر زمان که بخواهد از خواسته ی خود منصرف شود و می‌تواند در این مورد دعوای تخلیه‌ ید مطرح کند.

تفاوت خلع ید با تخلیه ید 

از نظر یک وکیل دادگستری، تشخیص دعوای خلع ید از تخلیه ید و طرح دعوای صحیح، اینگونه است که بحث اثبات و ثبوت در حقوق از هم جدا است. در واقع کسی که وکیل است،با توجه به شواهد و دلایل و مدارک موجود،شکایت و دعوا را مطرح می‌کند.

همچنین توجه و آگاهی دارد که این دو دعوا را به جای یکدیگر اشتباه نگیرد. در واقع در خیلی موارد بوده که مالک دعوای خلع‌ ید می‌خواهد اما وقتی به دادگاه می‌آید، تخلیه ید را مطرح می‌کند.که این خودش یک اشتباه بزرگ در قانون حقوقی است.

اما یک  وکیل  میتواند به خوبی برای حفظ سلامت دادرسی تا پایان دعوا و دادرسی تشخیص دهد که دعوا از چه نوعی است زیرا اگر دعوا به اشتباه بیان شده باشد پرونده مخدوش و خاتمه خواهد شد.: به طور مثال در مورد دعاوی حقوقی اگر کسی به عنوان مالک  خواسته‌ اش را مشخص کند، حال اگر عنوان خواسته  اشتباه باشد دادگاه قرار قابل استماع نبودن دعوا را صادر می‌کند و دعوا را رد می‌کند که نتیجه آن فقط هزینه زیادی می باشد.

اما در موارد کیفری ما موظف نیستیم عنوان دعوا را مشخص کنیم بلکه مقام تحقیق که بازپرس و یا دادیار است،  نوع دعوا را مشخص خواهد کرد. بنابراین در دعاوی حقوقی پیامد مطرح کردن اشتباه یک دعوا باعث رد دعوا توسط دادگاه خواهد بود به طور مثال یک مالک که از مستاجر خود شاکی است دعوای خلع‌ ید را مطرح می‌کند که قاضی به محض این‌که رابطه استیجاری را می‌بیند تشخیص می‌دهد که خواسته اشتباه تعیین شده است.و ممکن است به ضرر مالک باشد.

مزایای تنظیم دادخواست خلع ید و تخلیه توسط یک وکیل

  • مدت زمانی که دستور تخلیه گرفته می شود بسیار کمتر میباشد.
  • نیازی به حضور مالک برای اجرای حکم تخلیه نخواهد بود
  • نیازی به حضور مالک برای اخذ دستور تخلیه از طریق شورا و یا دادگاه نخواهد بود.
  • وکیل میتواند خسارت و اجرت المثل ایام تصرف را از متصرف و یا مستاجر بگیرد.
  • پس از محکومیت متصرف برای مطالبه ضرر و زیان وکیل میتواند اموال متصرف را توقیف کند.
  • اگر ملک مورد اختلاف دارای چند مالک باشد تمامی مالکین می توانند یک وکیل برای انجام امور مربوط به خلع ید و تخلیه استخدام کنند.

ضرورت وجود مالکیت در دعوای خلع ید

دعوای خلع ید معمولا از طرف مالک مطرح می شود. خلع ید مختص به اموال غیر منقول است و یک تفاوت عمده دیگر میان دعوای خلع ید و تخلیه ید این است که خلع ید در مورد اموال غیر منقول مطرح می شود اما تخلیه ید هم در مورد منقول و هم غیر منقول قابلیت طرح دارد. منظور از غیر منقول ، مالی است که حمل آن از مکانی به مکان دیگر بدون آسیب زدن به آن مال یا محلی که در آن نسب شده است امکان پذیر نباشد.

غیر مالی بودن دعوای تخلیه ید

دعوای تخلیه ید یک دعوای غیر مالی است ، بنابراین طرح این دعوا هزینه دادرسی کمتری نسبت به دعوای خلع ید دارد. دعوای خلع ید ،یک دعوای مالی محسوب می شود.

با توجه به آنچه گفته شد زمانی که خواهان دادخواستی به عنوان خلع ید به دادگاه تقدیم می کند، شرایط و ارکان تشکیل دهنده این  دعوا اثبات مالکیت خواهان و تصرف غاصبانه خوانده دعوا است. در این شرایط خواهان باید دلایل مالکیت خود را به دادگاه ارائه کند تا دادگاه پس از رسیدگی به دلایل مالکیت و احراز سایر شرایط دعوا در ماهیت موضوع حکم صادر کند.

اقدامات دادگاه در رابطه با خلع ید و تخلیه

احراز مالکیت خواهان از طریق استعلام ثبتی و ملاحظه سند مالکیت (دادگاه باید ابتدا مالکیت خواهان را احراز نماید و سپس وارد ماهیت دعوا شود)

تشخیص غیر قانونی و مشروع نبودن تصرف خوانده

احراز اینکه تصرف خوانده در محدوده مالکیت خواهان است یا خیر میزان تصرفات وی از طریق معاینه محلی و تحقیق محلی و در صورت نیا جلب نظر کارشناس

مواد استنادی برای صدور حکم

مواد ۳۰۸ و ۳۱۱ قانون مدنی و برای قلع و نزع مستحدثات استناد به ماده ۱۱۳ و ملاک مواد ۵۸۱ و ۵۸۲ قانون مدنی

دفاع خوانده

خوانده در این دعوا باید دلیل مشروعیت تصرفش را بیاورد و الا تصرف وی غاصبانه است چرا که مالک حق هر نوع استفاد و تصرف در مالمیک خود را دارد وقتی فردی مالکیت خود را باارایه سند مالکیت به اثبات میرساند و خوانده نمی تواند دلیل مشروعیت تصرفش را بیاورد مثلا ثابت کند تصرفش ناشی از اجاره بوده است و یا ملک مورد دعوی را خریداری نموده است تصرفش ناشی از غصب است.یعنی تصرف باید با رضایت و اذن مالک باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا