حضانت فرزند

حضانت فرزند

حق حضانت فرزند پس از طلاق

مسئله حضانت فرزند و نگهداری از آنها بعد از طلاق والدین یک مسئله چالش و اساسی است. حضانت فرزند به معنای پرورش دادن است و آمیخته‌ای از حق و تکلیف برای والدین و اقتداری که قانون به انها بخشیده می باشد.

حضانت فرزندان بعد از طلاق تا هفت سالگی بر عهده مادر و بعد از آن برای دختر تا نه سالگی و برای پسر تا پانزده سالگی با پدر است. بعد از بلوغ می‌توانند تصمیم بگیرند که تا زمان رشد خود دوست دارند با پدر خود زندگی کنند و یا مادرشان.

مفهوم حضانت فرزند

مسئله بزرگ کردن فرزند و نگهداری از او به ویژه بعد از طلاق والدین مسئله‌ای است پرحاشیه و جنجالی که اهمیت بسیاری دارد و آنها را به چالش می‌کشد.

برای خیلی از افراد سوال است که در صورتی که پدر و مادر از یکدیگر طلاق بگیرند و جدا زندگی کنند، تکلیف فرزندان آنها چه می‌‎شود و قانون چه حکمی درباره آنها دارد؟

یا به طور مثال اگر که بعد از مشخص شدن تکلیف فرزند در خصوص اینکه چه کسی حضانتش را بر عهده خواهد داشت، مادر یا پدر صلاحیت حضانت از او را به هر دلیلی از دست بدهند، چه تصمیمی باید گرفت؟

در این مقاله شهرداد قصد داریم تا به مسئله حضانت فرزندان در صورت طلاق والدین آنها بپردازیم و از این طریق به تک تک این سوال‌ها پاسخ دهیم.

بررسی حضانت فرزند از نظر حقوقی

در حقیقت حضانت امریست که بسیاری از افراد با آن سر و کار دارند، به ویژه بعد از طلاقشان.

حضانت در لغت به معنای پرورش دادن است و در قانون مدنی ما حضانت به معنای اقتداری است که قانونگذار به والدین بخشیده و آمیخته‌ای از حق و تکلیفی است که بر عهده آنها گذاشته تا از فرزندشان نگهداری کنند، تربیت و حمایت عاطفی و جسمی از آنها به عمل آورند.

این حق و تکلیف یک سری نتایجی را به بار می‌آورد. اعم از اینکه به هیچ عنوان نمی‌توان این حق را از آنها گرفت و هرگونه امتناع والدین برای نگاهداری فرزندشان و یا هر قراردادی برای واگذاری کردن این حق از سوی آنها کاملاً بلااثر است.

از دیگر آثار آن این است که پدر و مادر بر طبق ماده 7 قانون مسئولیت مدنی مسئول تمام اعمال فرزند خود در برابر افراد دیگر هستند و حتی بعد از طلاقشان نیز نمی‌توانند از آن شانه خالی کنند. این ماده می‌گوید کسی که نگهداری و حضانت فرزند از صغیری قانوناً و یا بر اساس یک قرارداد بر عهده اوست.

در صورت تقصیر در نگهداری از او مسئول جبران خسارتی است که وی به دیگری وارد نموده است. اما با همه این وجود، در برخی موارد بسیار محدود همانطور که در ماده 1175 قانون مدنی آمده است، دادگاه می‌تواند والدین را به یکی از علل قانونی از این حق محروم سازد.

شرایط حضانت فرزند و موارد زوال آن

هنگامی که زن و شوهر از یکدیگر طلاق می‌گیرند و به زندگی مشترکشان خاتمه می‌دهند، به اجبار کودک باید با یکی از آنها زندگی کند. بر طبق ماده 1169 قانون مدنی، تا هفت سالگی کودک پیش مادر می‌ماند و مادر اولویت دارد، اما بعد از آن اولویت با پدر است.

اگر که اختلافی در میان باشد و توافقی صورت نگیرد، در این صورت دادگاه با توجه به اینکه زندگی با مادر برای کودک بهتر است یا با پدر، تکلیف او را مشخص می‌کند. در کل چیزی که مهم است این است که مصلحت کودک بر هر چیزی اهمیت دارد و اصولاً رویه قضایی نیز در همه حالات از جمله بعد از طلاق والدین، همین مسئله را در نظر می‌گیرد.

در این مدت، هرکدام از پدر و مادری که کودک پیش او نباشد این حق را دارد که فرزندش را در این مدت ببیند و به هیچ عنوان نمی‌توان آنها را از چنین حقی محروم کرد. البته این ماده استثنائاتی هم دارد:

  • اگر که مادر در این مدتی که وظیفه حضانت را بر عهده دارد مجنون شود. فرقی ندارد که این جنون دائمی باشد یا به صورت دوره‌ای، در هر دو صورت حق حضانت فرزند از وی ساقط می‌شود و به پدر منتقل می‌گردد. برعکس این قضیه هم صادق است، اگر که پدر جنون داشته باشد حق حضانت فرزند از وی به مادر منتقل می‌شود.
  • اگر که مادر پس از طلاق خود ازدواج مجدد کند که در این صورت دیگر حق تقدمی برای این که از فرزندش نگهداری کند را ندارد؛ چرا که احتمالاً خانواده جدید او باعث می‌شوند تا مادر به درستی نتواند وظایف خود را در قبال فرزندش انجام دهد. لذا فرزند در این موقعیت پیش پدر خود می‌رود. این در صورتی است که پدرش زنده باشد، اما در صورتی که پدر فوت کند حضانت فرزند با مادرش است و ازدواج مجدد مادر باعث نمی‌شود که حضانت فرزند از او گرفته شود. مگر آنکه اثبات شود فرزند در خانه مادرش توسط ناپدری‌اش آسیب روحی و یا جسمی می‌بیند، که در این صورت دادگاه حضانت را از مادر می‌گیرد.
  • عدم توانایی مادر در نگاهداری کودک بعد از طلاق خود و خطر آسیب به سلامت روح و جسم کودک مانند آنکه:
  • برای مدت طولانی و به دلایل مختلف پیش فرزند خود نباشد، مانند آنکه زندان باشد و یا دائماً در سفر باشد و از نظر مالی هم برایش مقدور نباشد که یکی را جای خودش برای نگهداری از فرزندش بگذارد؛
  • بیماری زمین‌گیرکننده‌ای داشته باشد که باعث شود نتواند برای فرزند خود زمان مناسبی بگذارد؛
  • اعتیاد به الکل و مواد مخدر داشته باشد و یا اعمالی را انجام دهد که از نظر اخلاقی موجب تباهی فرزند می‌شود، مثلاً مانند عادت به انجام جرائم مختلف مثل کلاهبرداری، رشوه گرفتن و …
  • به فرزند خود آسیب‌های روحی شدیدی وارد کند و او را مورد سوءاستفاده خود قرار دهد؛
  • او را مورد ضرب و جرح غیرمتعارف قرار دهد و موجب آزار وی شود. بر طبق آنچه که در ماده 1179 قانون مدنی آمده است، هرکدام از والدین حق تنبیه فرزند خود را دارند و می‌توانند اقداماتی انجام دهند که به منظور تأدیب و محافظت از آنها باشد؛ اما نمی‌توانند خارج از حد و حدود او را تنبیه کنند.

وجود هرکدام از این مسائل باعث می‌شود تا دادگاه، حضانت فرزند را از شخصی که آن را بر عهده گرفته، بگیرد و برای ادامه زندگی وی تصمیم دیگری بگیرد. بعد از سن بلوغ که برای دخترها نه سال قمری و برای پسرها پانزده سال قمری است، خود فرزند می‌تواند تصمیم بگیرد که دوست دارد با پدر خود زندگی کند یا با مادر.

این حضانت فرزند و نگهداری تا زمان احراز رشد آنها ادامه دارد و پس از آن دیگر نیازی به حضانت و نگهداری از آنها نیست، چرا که فرزندی که رشد یافته نیازی به نگهداری والدین خود ندارد.

لذا آنطور که مشخص شد قانون بعد از جدایی و طلاق والدین حضانت را تا هفت سالگی به مادر و از هفت سالگی به بعد تا زمان بلوغ که برای دختران نه سال و برای پسران پانزده سال است، به پدر می‌دهد.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا